تبليغاتX
بیا تا برایت بگویم...

پنجشنبه 28 دی1385

زمستون ..سرما ..سکوت

 

زمستون امسال چه طولاني و سرد شده  

       خسته شدم ديگه از سرما

تنم دلتنگ گرماي داغ خورشيد تابستونه !

  دلم ميخواست تو گرماي داغ آفتاب دل و تنمو به آب ميسپردم ...

دلم براي آرامش آبي و گرم "آب " تنگ شده ...

براي حس شناوري توي سكوت ، تو خلا

  تو سكوت مطلق ، تو خلا كامل ....

 يه جاي اروم براي دل دادن به صداي دلم ... براي شنيدنش...

    بي نگراني از اتفاقات دور و برم ، از كار، زندگي ، آدمها

      چرا حتي براي يه لحظه سكوت و خلوت با خودم وقت نذاشتم براي خودم ؟!

 دلم " يه لحظه سكوت مطلق" مي خواد . يه لحظه ....

 

 

نوشته شده توسط سحر در 8:24 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

شنبه 16 دی1385

زندگی

 

 

 

  زندگ‍ی گاهی :

 

            يه فنجون قهوه

 

                            ب‍ی شير و شكر

 

                          تلخ ولی خواستنی و هوس انگيز ...

 

 

 

 

نوشته شده توسط سحر در 10:50 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه 6 دی1385

بازی

 

چه جالب يه بازي وبلاگي : جالب تر اينكه آدمهاي مهم هم توش شركت كردنن وبلاگ محمد علی ابطحی رو ببينين :

من فكر كنم خيلي دير ديدم ولي خب چون جالب بود مي گم :

1)      فكر كنم جالب ترين نكته زندگي من اين باشه كه فكر نكنم 5 چيز باشه كه هيچ كس هيچ چيز درموردش ندونه بالاخره يكي هست كه بدونه !!

2)      يه خاصيت ديگم اينه كه خيلي آدم احساساتي هستم و اولين بروز احساسم اشكه چه تو ناراحتي و چه تو خوشحالي !

3)      خيلي سعي مي كنم دختر قوي باشم ولي فكر كنم ته ته وجودم يه دختر كوچولو هست كه گاهي واقعا از تنها شدن مي ترسه !

4)      چيزي كه شايد يكي رو گاهي خيلي عذاب داده اينه كه بعضي وقتا گفتن و بروز بعضي از  احساساتم برام سخته . دارم تلاش مي كنم اين يكي رو هم برطرف كنم !!

5)      از پريدن و جست و خيز و از ديوار راست بالا رفتن خيلي لذت مي برم .خيلي خيلي ! J

 

5 تا وبلاگ براي ادامه بازي  :

آزاده ، بنفشه ، نيما ، اثر انگشت ، سپيده

 

نوشته شده توسط سحر در 2:43 بعد از ظهر |  لینک ثابت   •