تبليغاتX
بیا تا برایت بگویم... - لحظه‌هاي سنگين

سه شنبه 23 مهر1387

لحظه‌هاي سنگين

  

باور نمی کنم یک شش ساعت بتونه به اندازه ۶۰ ساعت کش بیاد! بدیش هم اینه که نمی دونم آخرش باید چند ساعت بشه اصلا؟! وقتي ندوني ته انتظارت چه زمانيه هر لحظه منتظري تموم شه و اونوقته كه وزن و موجوديت هر لحظه رو احساس مي‌كني! تازه اينجور وقتاست كه مي‌فهمي چه انبوهي از لحظه‌ها توي هر دقيقه‌‌ات ميان و ميرن!  اينجور وقتا طول و عرض هر لحظه رو مي‌توني اندازه بگيري و سنگينيش رو حس كني و نتيجه بگيري:  لحظه يه جسم ماديه كه وزن داره و فضا رو اشغال مي‌كنه! همه فضاي خالي دلتو... تازه تعجب مي‌كني چطور موجود به اين عظمت رو تا حالا نديده بودي! همشون قلمبه شدن توي حجم خالي تنم... پر شدم از هجوم بي امان لحظه‌ها كه ميان و نمي‌رن!...

 اون صفحه لعنتی رو صد بار رفرش کردم و هنوز نوشته : In flight!!!.......

 

 

نوشته شده توسط سحر در 2:26 بعد از ظهر |  لینک ثابت   •